زندگی نامه استاد یحیوی

مرحوم یحیوی 

در جای جای فرهنگ و تمدن بشری و در سراسر دنیا از عصر حضرت آدم علیه السلام تا عصر حاضر که عصر تکنولوزی و نانوتکنولوژی و  ارتباطات و....است؛ هیچ انقلاب و حماسه‌ای به اندازه واقعه جاوید و ماندگار دشت کربلا و شهادت  حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران با وفایش در آن عصر خونین عاشورایی  مورد توجه قرار نگرفته است. اگر  همه مراثی و سروده های شاعران درباره انقلاب کبیر عاشورا در یک جا گردآوری شود، به یقین خود کتابخانه عظیمی را تشکیل خواهد داد و همین گستردگی نموداری است بر عظمت و شکوه جاودانه نهضت  حضرت سیدالشهدا(ع) و یاران فدارکارش که مخلصانه دل به معشوق دادند و عاشقانه جان در طبق اخلاص گذاشتند و برای ماندگاری و پایداری دین مبین اسلام و آیین و فرهنگ محمدی و سیره علوی جان شان را تقدیم حضرت احدیت نمودند.  اردبیل، این خاستگاه تشیع و مرکز تجلی شور و عشق حسینی، جایگاه عارف و سالک الی الله، سید جلیل القدر حضرت شیخ صفی الدین اردبیلی، مهد تندیس زهد و پارسایی محقق اردبیلی، دیار عارفان اهورایی و شاعران عاشورایی از قرن‌ها پیش پاسدار میراث گرانقدر فرهنگ غنی و تاریخ ساز عاشورایی بوده و این فرهنگ با اعتقادات مذهبی و باورهای دینی مردم این سامان عجین بوده است. کهن شهر حسینی اردبیل که به دست فرزندان حضرت ابوالبشر علیه السلام بنیان نهاده شده و در طول تاریخ همواره به عنوان دارالارشاد و دارالامان و شهر مقدس مطرح بوده و هست، نقش ویژه و ممتازی را در تثبیت تشیع داشته و با نهایت افتخار و به دلیل عشق و علاقه وافر اهالی متدین و ولایتمدارش به خاندان رسول اعظم(ص) به مرکز و پایتخت عشق به اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام تبدیل شده است. این خطه که مهد و پایگاه بزرگانی چون شمس عطار اردبیلی، بیضای اردبیلی، حکیم الهی اردبیلی، رحیم موذن‌زاده‌اردبیلی و صدها شخصیت برجسته مذهبی، علمی، فرهنگی و حتی ورزشی است، عالمان، اندیشمندان، سخنوران و شاعران و مداحانی را در دامن خود پرورانده که هر یک در رشد و شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی نقشی مهم و رسالتی سترگ و عظیم داشته اند. زنده یاد عباسقلی یحیوی شاعر با فضیلت و عاشق پیشه و حماسه سرای نامدار آذربایجان از جمله اوتاد و نوادر روزگار است که از این دیار مقدس برخاسته  و حماسه بزرگ و همیشه ماندگار عاشورا را باشکوهی تمام و با خلق تصاویری بدیع و تاثیرگذار با زبان نافذ شعر در قالب تابلوهایی منحصر به فرد خلق کرده و ادبیات عاشورایی را جلوه و شکوهی دیگر بخشیده است.

در تمامت ادبیات آذربایجان و شیعه، حادثه‌ کربلا موضوع انواع ادبی گوناگونی بوده است. از قرن دوم هجری به بعد اکثر آثار ادبی در حوزه ادبیات شیعی آذربایجان به نوعی متاثر از این موضوع بوده‌اند. ظاهراً نخستین مجموعه مدون شعری، «شهدانامه» نشاط اردبیلی است که در زمان شاه تهماسب اول سروده شده است. ادبیات مرثیه در سده‌های بعدی نیز در «حدیقـــه‌السعدا»ی فضولی، «سحاب الدّموع» نخجوانی، «کنز المصائب» قمری و سروده‌های راجی تبریزی، دخیل مراغه ای، کریم صافی، میرزا علی لعلی، دلریش، ذهنی، ذهنی زاده، هندی و صحاف اوج می گیرد و در سادگی و روانی نقل روایات و شرح حال اشخاص در سروده های تاج الشعرا به نهایت بلاغت و شیوایی خود می رسد.

استاد یحیوی از بزرگترین شاعران حماسه سرای عاشورایی است که علاوه بر داشتن سبک و شیوه ای خاص، به لحاظ نوآوری و ایجاد تحول بنیادین در شعر عاشورایی و حماسی، سرآمد روزگار و پایه‌گذار مکتب شعری ویژه‌ای است و آثار ارزشمندی که پیرامون این حماسه جاوید و شخصیت‌های اسطوره‌ای نهضت حسینی خلق کرده از هر حیث قابل ارج و احترام و تامل و تفقد است. این شاعر اهل بیت و منتسب به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام 65 سال از 78 سال عمر با برکت خویش را به استان بوسی سید و سرور شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین صرف کرده و در این مدت آثار ارزشمند و منحصر به‌فردی را آفرینش و به زیور طبع آراسته است.

حماسه سرای نامدار آذربایجان، تاج الشعرای شاعران مرثیه سرای کشور در بیست و هفتیمن روز از اولین ماه دومین فصل سال 1280 هجری خورشیدی در کهن دیار اردبیل  قدم به عرصه حیات گذاشت. وی یکی از بزرگترین شاعران عاشورایی معاصر است که علاوه برداشتن سبک خاص به لحاظ نوآوری و ایجاد تحول بنیادین در مرثیه سرایی، سرآمد روزگاز و پایه‌گذار مکتب شعری ویژه‌ای است. در سن 13سالگی با الهام از حضرت اباعبدالله الحسین و هنرمند تشنه لب دشت نینوا حضرت ابوالفضل العباس چشمه شعر، در جانش جوشیدن گرفت و با تخلص احقر سرودن برای سید و سالار شهیدان و یاران با وفایش را آغاز کرد. حاصل 78 سال عمر و 65 سال سابقه سخن پردازی و عشق ورزی اش به خاندان رسول الله اعظم(ص) هشت جلد کتاب است که حاوی صدها قطعه اشعار فارسی و ترکی آذری است و همواره در محافل و مجالس بزرگداشت یاد و نام حماسه آفرینان دشت نینوا چاشنی زمزمه‌های عاشقانه و ناله‌های غریبانه عاشقان و سالکان کوی حضرت اباعبدالله الحسین و ورد زبان مادحان و واعظان است. بساط کربلا، اسرار عاشورا، پرچم عزا، آخرین آثار یحیوی، یادگار یحیوی، بهارستان یحیوی و نگارستان یحیوی از آثار تامل برانگیز استاد حاج عباسقلی یحیوی است.

تاج الشعرا از دوران‌سازان شعر مرثیه در زبان ترکی آذربایجان و خالق سبک نوین در این رشته است. یحیوی، خود آگاه بر این بود که سبک جدیدی در شعر مرثیه ایجاد می‌کند. در چند جا اشاره به این دارد که شیوه‌ نو و طرز جدید ابداع کرده است:

آغلار گؤز ایلن یازدی چون یحیوی اشعاری

بیر سبک جدید آچدی خلق ائتدیگی آثاری

یحیوی روح حماسی فردوسی و صلابت بیان رودکی و تصویرگری نظامی را در قالب عاشورایی به منصه بروز رسانید و بزم و رزم را به هم ‌آمیخت و ستون خیمه ادبیات مراثی گردید.

یحیوی وقتی 13 یا ۱۴ ساله بود، اولین شعرش را سرود. هر چند سندی که مشخصی کننده اولین شعر یحیوی باشد، در درست نیست؛ اما آنچه که مشخص است، وی در ابتدا اشعارش را با تخلص «احقر» می‌سرود. از یحیوی دفترچه کوچکی باقی مانده است که محتوی سروده‌های وی در دوران جوانی است. بعد از مدتی و در اوایل دوران جوانی، تخلص خود را به نام خانوادگی اش تغییر داد. تسلط یحیوی بر ادبیات مرثیه و حماسی، روح خیال پردازی، زمینه صحنه پردازی و استخوان بندی کلام وی باعث پایه گذاری سبکی نو در ادبیات مراثی کشور شد. یحیوی شعر را کلامی آراسته با زیبایی‌های اندیشه و تخیل و پیراسته از هرگونه ضعف ادبی و خرافات معرفی می کند که در قالب کلمات محکم و آهنگین جای گرفته و سرشار از تغزل و سوز و گداز است. در دیدگاه یحیوی، شاعر عاشورایی باید خلوص نیت و ارادت کامل به سیدالشهدا(ع) داشته باشد و با اخلاص و اشک چشم مرثیه پردازی کند. به گفته عباسعلی یحیوی، فرزند استادیحیوی؛ تاج‌الشعرا، اشعارش را بیشتر در مغازه‌اش می‌سرود. عموماً پاکنویس کردن اشعار هم توسط «داود یحیوی» صورت می‌گرفت. «میرزاآقا ذبیحی» هم اشعار تازه را با استفاده از کاربن در چند نسخه می‌نوشت و بین علاقه‌مندان توزیع می‌کرد و به نوعی توزیع اشعار را عهده‌دار بود. «میرزا‌محمدعلی‌ناطق» و «میرزا افضلعلی صدرالممالکی» اولین شنودگان تازه‌ترین اشعار یحیوی  بودند. سلیم موذن‌زاده‌اردبیلی سرشناس‌ترین مداحی بود که اشعار یحیوی را با مهارت خاص و استواری لحن اجرا می‌کرد. حسینقلی داودی، رحیم حیدری و محمد باقر تمدنی نیز از مداحانی بودند که بیشترین ارتباط را با تاج‌الشعرا داشتند.

به اذعان اغلب کارشناسان ادبیات مرثیه، تاج‌الشعرا خالق سبک و مکتب فکری نوینی در ادبیات مرثیه معاصر است. اغلب مرثیه‌سرایان بعد از تاج‌الشعرا از مکتب فکری و سبک خاص وی پیروی کرده‌اند. البته یحیوی هم به شاعران اهل بیت به دیده احترام می‌نگریست و به همه شاعران سفارش می‌کرد که در انسجام کلام و کشف مفاهیم تازه و معانی بکر و قوت طبع و بیان سلیس و روان کوشا باشند.

مرحوم عباسقلی یحیوی در 26 آبان ماه سال 1358 بدرود حیات گفت و در «بهشت فاطمه» اردبیل به خاک سپرده شد.

بزرگداشت فخرالذاكرين -  استاد سليم موذن زاده

رگداشت فخرالذاكرين -  استاد سليم موذن زاده

 

 

 

پیمان اسحاقی: عبارات زیر گفتارهایی است از شماری از بزرگان عرصه الهیات شیعه، موسیقی‌دانان،‌ شاعران و منتقدان که مطالبی را درباره زندگی و آثار استاد سلیم موذن زاده اردبیلی ارائه کرده‌اند. هر یک از بزرگان مذکور در این نوشتار، شماری از ویژگی‌های قابل‌توجه استاد موذن زاده را یادآور شده‌اند.

«
من یاد دارم که ایشان قیامتی برپا کرد. وآن طور که شنیده‌ام مجالس ایشان همیشه همین طور است. معمولاً خواننده‌ها وقتی شعری را انتخاب می‌کنند، اسیر افاعیل عروضی آن می‌شوند، ولی ایشان به هیچ وجه اسیر هیچ چیز نیست مگر اسیر خود حضرت سید الشهداء سلام‌الله علیها...عوض کردن اکتاو نکته بسیار مهمی است؛ یعنی اینکه یک خواننده بتواند در سه یا چهار رجیست بخواند و این کار هر کسی نیست. یعنی در حالی که بم می‌خواند، وقتی چیزی به ذهنش بیاید، اوج بخواند. بعد بار دیگر بم، اما اینبار با یک اکتاو پایین‌تر بخواند و بعد ریتم‌ها، ملودی‌ها و شعر را عوض کند و همه اینها حول یک محور باشد. این کار استادی و پهلوانی بسیار می‌خواهد...ایشان یکی از کسانی است که قدرت صدایش را از حضرت سیدالشهدا سلام‌الله علیه گرفته است. » حسام‌الدین سراج، خواننده

” «سلیم مؤذن امروز در کشور آذربایجان یکی از محبوب‌ترین هنرمندان و انسان‌ها به شمار می‌رود. خداوند تعالی به صدای او قدرتی لاهوتی داده است. صدای سلیم چنان اعجاز و زیبایی دارد که وقتی انسان به این گوش می‌دهد، از خودش بی‌خودو به عالم لاهوت وصل می‌شود. / پروفسور واسیم محمدعلی اف، رئیس دانشکده الهیات آذربایجان/ باکو

و پژوهشگر 

«
به عقیده من آنچه استاد مؤذن زاده را برای جامعه حسینی کشورمان معرفی کرده، اخلاص، ساده‌زیستی و اعتقادی است که عمیقاً به اهل‌بیت (ع) دارند. ایشان عاشق کار و حرفه‌ای است که خانواده ایشان با کمال افتخار در قرن اخیر این رسالت را به خوبی بر عهده گرفته و به انجام رسانده‌اندبیوک جامعی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر 

«
ایشان مردی است که فعلاً و دیگرگاهی است که در عالم تشیع نمونه‌ای برای او نمی‌شناسیم. او ترکی، فارسی و عربی می‌داند. او به هر سه زبان شعر در حافظه دارد. او فرهنگ این سه گروه را آن‌چنان می‌شناسد که محفل او در حقیقت از جنس محافل افسانه‌ای است که در گذشته روایت می‌کرده‌اند...آنهایی که امروز او را در سن بالا می‌شناسند می‌دانند که این موهبت خدای تعالی نسبت به خادم و مبلغی صمیمی است که این‌گونه صدا و ساحت مداحی را محترم نگاه داشته؛ چنان‌که در آن سوی ارس آن‌قدر ارجمند است که گاهی شگفت‌زده می‌شویمعلی معلم، شاعر و پژوهشگر 

«
من در سال ۱۹۹۳م. به تهران دعوت شدم. رفتم تهران. بسیار آروز داشتم که ایران را ببینم. انجا برنامه‌ای داشتم و یک نفر راهنما همراه من بود که تهران را ببینم. در تهران به یک مغازه نوارفروشی رفتم و در آنجا شنیدم که یک نفر می‌خواند. ان‌قدر جالب که خواندنش به دلم نشست. البته ایشان فارسی می‌خواندند و صدای شنوندگانش هم می‌آمد. راهنمای من وقتی دید من خوشم آمده، همراهم شد تا در ادامه آن نغمه را بشنوم. ناگهان متوجه شدم که خواننده شروع به آذری خواندن کرد. خیلی خوشم آمد، پرسیدم این شخص کیست؟ راهنمایم گفت این سلیم است. بعدها خوشبختانه آقای سلیم به آذربایجان آمد و ایشان را دیدم و خودش و هنرش را از نزدیک مشاهده کردم و پرسیدم چند سال دارد؟ گفتند: نزدیک هفتاد سال دارد و این طور قوی می‌خواند. خدا به او طول عمر و سلامتی بدهد» بابا محمداف، آهنگساز و استاد ردیف‌های آوازی آذربایجان، باکو 

«
من همواره احساس کرده‌ام که تغییرات ضرب‌آهنگ در خواندن استاد مؤذن زاده، دلیلی معنایی دارد. یعنی مفصلی از شعر باعث این اتفاق می‌شود و فقط نوعی هنرنمایی نیست. بلکه هنرمندی استساعد باقری، شاعر و پژوهش‌گر 

«
استاد سلیم موذن زاده اردبیلی، بر اساس اوج و فرود اتفاقات

صدای سلیم الهی است و از نادرترین صداهای دنیا به شمار می‌آید / آقاخان عبدالله‌اف، خوانندة آذربایجانی

عاشورایی ریتم خواندن خود را ارئه می‌کند و می‌شود که به نوعی خواندن خود را مدیریت می‌کند...به اعتقاد من استاد سلیم موذن ‌زاده اردبیلی در ارائه نغمه‌های عاشورایی دارای سبک ویژه و خاصی هستند که خودشان سرسلسله این مکتب هستند و بسیاران در مداحی امروز به ویژه در اردبیل و استان‌های ترک زبان در حال تبعیت و تقلید مناسب از ایشان هستند. » سید عباس سجادی، شاعر و پژوهشگر 

«
سلیم مؤذن امروز در کشور آذربایجان یکی از محبوب‌ترین هنرمندان و انسان‌ها به شمار می‌رود. خداوند تعالی به صدای او قدرتی لاهوتی داده است. صدای سلیم چنان اعجاز و زیبایی دارد که وقتی انسان به این گوش می‌دهد، از خودش بی‌خودو به عالم لاهوت وصل می‌شود. یعنی این صدای زیبا و دلنشین انسان را به عالمی افسانه‌ای می‌برد. وقتی تو انسان به این صدا گوش می‌دهی، گویا از زمین کنده و به آسمان‌های خدای تعالی سر می‌زنی و این نعمت بزرگی است که خدا به سلیم موذن هدیه کرده است...سلیم حتی در نوحه‌ها و حتی در روضه‌هایش خارج از دستگاه نمی‌خواند.ایشان مقام‌های آذربایجانی و ایرانی را ان‌قدر به خوبی می‌داند و در نوحه‌ها و مرثیه‌ها و روضه‌ها از آنها به قدری زیبا استفاده می‌کند که متوجه می‌شوید حتماً باید این طور خواند. یعنی بهتر از این نمی‌توان خواند. این از استادی و هنرمندی سلیم است که از مقام‌ها بجا استفاده می‌کند...مقام‌های آذربایجانی و ایرانی دریایی تمام نشدنی است و هر کس به قدر توانش از این دریا بهره‌ای برده

من باور نمی‌کنم که شخصی بگوید من مسلمانم و با شنیدن صدای استاد سلیم طاقت بیاورد و نگرید / هابیل علی‌اف، موسیقیدان آذربایجانی/باکو

است و من این طور تصور می‌کنم که سلیم موذن بهره بسیاری از این دریا برده است. یعنی این انسانی که مقام‌های آذربایجانی و ایرانی را به این خوبی می‌داند، و در مرثیه‌ها، روضه‌ها و نوحه‌هایش چنان تحریرها و حنجره‌ای به کار می‌برد که انسان حیران می‌ماند که خدایا چنین استادی مگر می‌شود؟‍! چنین صدایی هم وجود دارد؟! خدای تعالی به او هم صدای زیبا داده و هم توانایی استفاده ماهرانه از صدایش » پروفسور واسیم محمدعلی اف، رئیس دانشکده الهیات آذربایجان/ باکو 

«
ما مردم شمال آذربایجان سلیم موذن را به خوبی می‌شناسیم. به ویژه مردم مردم مؤمن و معتقد کشور آذربایجان» علمدار ماهر، شاعر آذربایجانی/ باکو 

«
صدای سلیم الهی است و از نادرترین صداهای دنیا به شمار می‌آید» آقاخان عبدالله‌اف، خواننده آذربایجانی 

«
من صحبت کردن در مورد استاد سلیم را برای خودم یک افتخار می‌دانم. در مورد استاد سلیم خیلی وقت پیش از اینها شنیده بودم. در مورد کارش، زیبایی هنرش و صدای اعجاب‌انگیزش اطلاعاتی داشتم. در گذشته هنرمندان کشورم در آن‌باره برایم صحبت کرده‌ بودند. اما شخصاً ایشان را در یکی از مراسم برگزار شده در اینجا دیدم و صدای ایشان را آنجا از نزدیک شنیدم. دامنه ارتعاشات صدای استاد سلیم بسیار گسترده است. ایشان در خواندنشان اگر بم می‌خواند، تغییر در ارائه نغمه‌ها و مقام‌ها به فراخور برنامه‌اش ممکن است زیر بخواند. فرق اساسی استاد سلیم در خواندن با دیگر مداحان و نغمه‌خوان‌ها، این است که ایشان موسیقی شرقی و اسلامی و مقام‌های ما را به خوبی می‌داند.اگر فارسی می‌خواند، با همان

ایشان یکی از کسانی است که قدرت صدایش را از حضرت سیدالشهدا سلام‌الله علیه گرفته است / حسام‌الدین سراج، خواننده و پژوهشگر

لهجه فارسی است. اگر ترکی می‌خواند، گویی یکی از افراد اصیل ترکیه‌ای است که می‌خواند و یا حتی زمانی که عربی می‌خواند نیز همان‌طور و همه اینها را آقای سلیم خوب می‌داند» شاهین وردی‌اف، دبیر خانه ادبیات آذربایجان/باکو 

«
در فیزیک حنجره ایشان، می‌توانید بم‌ترین و زیرترین صدا را ببینید... در جاهایی که لازم است، صدایی کاملاً سوپرانو برخوردار هستند. اغلب حنجره‌ها یک ویژگی را دارد. بسیار کم سراغ داریم که کسی هم‌زمان این دو ویژگی را در حنجره داشته باشد...ایشان از نظر انتخاب شعر وسواس خاصی دارند. برای یک برنامه اشعار زیادی را مطالعه می‌کنند. به دیوان‌های شعرا مراجعه می‌کنند و با علما و شعرای عاشورایی ارتباط نزدیک و تنگاتنگ دارند. شعرهای مناسب را بر می‌گزینند و وسواس بسیاری دارند که احادیث را انتخاب می‌کنند، دارای منبع و مأخذ دقیق باشد...سلیم موذن در نوع خودش پیشتاز بوده است و همة قابلیت‌های صدایش را به کار گرفته و با نوآوری‌های خلاقانه راهی بدیع در نوحه‌خوانی گشوده است..سلیم در چهارچوب‌ها و قید و بندها خود را اسیر نکرده، نوآوری کرده و شاید در برهه‌ای از زمان مورد انتقاد هم واقع شده، اما بعدتر دیده‌آند که سلیم کار کار نو و درستی انجام داده است. اولین بار کلمات عربی و فارسی را در نوحه ترکی آمیخته است.اطلاعات موسیقیایی سلیم عالی است. او الحان و دستگاه‌ها و گوشه‌ها را خوب بلد است... در هزاران ساعت اجراهای سلیم نمی‌توانید جایی را بیابید که سلیم کلام را فدای موسیقی یا موسیقی را فدای کلام کرده باشد..سلیم یک خواننده ماراتن است. حجم

” «به عقیده من آنچه استاد مؤذن زاده را برای جامعه حسینی کشورمان معرفی کرده، اخلاص، ساده‌زیستی و اعتقادی است که عمیقاً به اهل‌بیت (ع) دارند. ایشان عاشق کار و حرفه‌ای است که خانواده ایشان با کمال افتخار در قرن اخیر این رسالت را به خوبی بر عهده گرفته و به انجام رسانده‌اند/ بیوک جامعی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر

و زمان کار در صدای او هیچ تأثیری ندارد. سلیم صاحب سبک خودش است و خیلی‌ها در ایران و کشورهای دیگر پیرو او و دنباله‌رو سبک سلیم هستند» ودود موذن، شاعرو نقاش، فرزند استاد 

«
برای آقای سلیم آن قدر خواهان زیاد است که می شود گفت ایشان متعلق به ایران نیست، بلکه برای تمام مسلمانان و کشورهای اسلامی است. آقای سلیم در سرزمینی زندگی می‌کند که من با جسارت می‌توانم بگویم که اگر توانسته بود در کشورهای اسلامی هنر خودش را عرضه کند، اسلامی بودن ایران و ایرانی را ثابت می‌کرد.لهجه و جنس صدای آقای سلیم و به قول روس‌ها صدای مردانه‌اش انسان را بسیار متأثر می‌کند. من باور نمی‌کنم که شخصی بگوید من مسلمانم و با شنیدن صدای استاد سلیم طاقت بیاورد و نگرید؛ چون هم موسیقی منطقی است و هم حرف‌هایش منطقی...من بعید می‌دانم کسی جانشین ایشان شود. به خیلی از مداحی‌ها گوش داده‌ام. اما هنوز جایگزینی برای استاد سلیم پیدا نکرده‌ام.خدا به ایشان عمر بدهد و خدا حفظش کندهابیل علی‌اف، موسیقیدان آذربایجانی/باکو 

«
همه مداحان و وصافان مولا می‌دانند قرائت و ارائه اشعار یحیوی، با آن صلابت، فخامت، استحکام، دقایق، رقایق، رموز و فنون کارهر کسی نیست. سلیم مؤذن زاده اردبیلی می‌خواهد که این اشعار متین و فخیم را هم خود به جان بگیرد هم در جان مستمع بریزدعسگر شاهی، شاعر و نوحه سرا 

«
آن طوری که من می‌توانم عرض کنم ایشان عاشق شیدای دل دردمند خویش است. یعنی وقتی می‌خوانند با تمام وجود می‌خوانند. ایشان عاشق حضرت سیدالشهداء است... طیّب‌الله انفاسه. خداوند نفس ایشان و حنجره طلایی ایشان را تا عمر دارند، از ایشان نگیرند» ابوذر بیدار، محقق و پژوهشگر دینی 

«
پیکر مراثی‌خوانی اردبیل را می‌توان به سه عنصر تقسیم کرد. ابتدای خود شاعر است، مرحله دوم شعر است و مرحله سوم نوحه‌خوان است و اگر این سه عنصر بتوانند به صورت صحیحی با یکدیگر هم‌خوانی داشته باشند، نتیجه و خروجی‌اش کارهایی می‌شود همچون آنچه استاد سلیم موذن زاده اردبیلی اجرا می‌کنندجلیل پورکهن، شاعر 
منابع:
سايت آواز مذهبي - «
مستند تلویزیونی مرصع‌خوان خورشید»، قسمت اول

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1391ساعت 21:38  توسط آواز مذهبي  |  نظر بدهید

معرفي فخرالذاكرين استاد سليم موذن زاده اردبيلي

سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

سلیم مؤذن‌زادهٔ اردبیلی
Moazzen zade ardabili.jpg
سلیم مؤذن‌زادهٔ اردبیلی
زمینه کاری مداح اهل بیت
ملیت ایرانی
زادروز ۱۳۱۵ خورشیدی
اردبیل
نام(های)
دیگر
فخرالذاکرین

سلیم مؤذن‌زادهٔ اردبیلی یکی از مداحان معروف ایرانی است که در سال ۱۳۱۵ خورشیدی در شهر اردبیل زاده شد. وی که بیش‌تر نوحه‌هایی را به زبان ترکی آذربایجانی سروده، به زبان‌های فارسی و عربی نیز تسلط دارد. پدرش شیخ عبدالکریم مؤذن‌زادهٔ اردبیلی نخستین مؤذن رادیوی ایران است و برادرش رحیم مؤذن‌زادهٔ اردبیلی نیز از مؤذنان معروف اسلامی است. سلیم مؤذن‌زاده در مراسم ختم حیدر علی‌اف رئیس‌جمهور پیشین جمهوری آذربایجان برای اجرای نوحه دعوت شده بود.

محتویات

سبک

سلیم موذن زاده اردبیلی، با سابقه ترین مداح درقید زندگانی ایران است که نوای او بیش از شش دهه است که هنوز از حنجره ای استثنایی، گوش و دل علاقه مندان را نوازش می دهد. اعجاب و توانایی بی وصف دراجرای برنامه های گوناگون مداحی، نوحه خوانی، مولود خوانی، اذان و قرائت قرآن مجید از دوران نوجوانی وی را درردیف یکی از مطرح ترین افراد جهان دراین رشته ها قرارداده است. بطورمتوسط روزانه پنج ساعت از عمر خود را صرف مداحی کرده و بیش از دو هزارعنوان نوار کاست مربوط به برنامه های او از زمان پیدایش ضبط صوت تاکنون به زبان های ترکی، فارسی و عربی موجود است. فخرالذاکرین، سلیم موذن زاده با معرفی خود به عنوان نوکر پیرآستان مقدس اهل بیت (ع) می گوید: حنجره ی من یک موهبت الهی است و وقف سید الشهدا (ع) می باشد واستفاده از آن درزمینه های غیرازاین صحیح نیست.

نسب خانوادگی

از زمان حاکمیت دین اسلام افراد زیادی از اردبیل تاکنون به حرفه موذنی و مداحی پرداختند که تا قبل از5/1 قرن اخیراطلاعات کافی ازآنان دردست نمی باشد. اما بطور مسلم صدای گیرا درخانواده ی موذن زاده اردبیلی موروثی بوده و همه فرزندان و نوادگان مرحوم شیخ فرج این موهبت الهی را ازاو به یادگار بردند. شیخ فرج، پدربزرگ سلیم موذن زاده اردبیلی، قدیمی ترین موذن کشوراست که اطلاعات مختصری از وی موجود می باشد. به گفته ی سال خوردگان، صدای اذان وی را ساکنان روستاهای واقع درحاشیه سه فرسنگی شهراردبیل سحرگاهان از بام مسجد زینال در مرکز شهر می شنیده اند. شیخ عبدالکریم، فرزند شیخ فرج هم نخستین موذن درایران است که نوای اذان دلنشین او شهرت جهانی دارد. او درسال 1273 شمسی در محله ی " تازه شهر" اردبیل دیده به جهان گشود و تا سال 1321شمسی نوای توحیدی اش از مناره ی مسجد میرزا علی اکبر این شهر به گوش می رسید. نعیم، سلیم، رحیم و داود چهار فرزند او نیز از مداحان اهل بیت (ع) و موذن های مشهور جهان اسلام هستند که اکنون از میان آنان فقط سلیم درقید حیات بوده و به این حرفه مشغول است. شادروان رحیم موذن زاده اردبیلی نیز که اذان بی مانند او در دستگاه بیات ترک درفهرست آثارمعنوی ایران به ثبت رسید چند سال قبل براثر بیماری دعوت حق را لبیک گفت.

استاد سلیم، درباره ی پدرش می گوید : او در سال 1321 شمسی به قصد زیارت بارگاه ملکوتی امام رضا (ع) عازم مشهد مقدس می شود و در بین راه شبی را درمنزل یکی از دوستان خویش درتهران سپری می کند. ازآنجایی که شیخ عبدالکریم عشق موذنی داشته سحرگاه به پشت بام منزل واقع درخیابان عین الدوله رفته و ندای توحیدی اذان را سر می دهد. امام جماعت وقت مسجد سلطانی (امام فعلی ) صدای اذان او را از دور شنیده و قبل از ظهر سراغ او را از تمام خانه های اطراف می گیرد. به او می گویند که شیخی از اردبیل آمده و درخانه ی "مطلب بلوری " میهمان است و با درخواست امام جماعت، ظهر همان روز " شیخ عبدالکریم " در پشت بلندگوی مسجد قرار گرفته و نوای ملکوتی " اشهدان لااله الاالله " را به گوش مردم می رساند. او پس از بازگشت از زیارت مشهد مقدس درتهران ماندگار شده و موذن مسجد سلطانی می شود بطوریکه تا سال 1329 خورشیدی که دارفانی را وداع گفت صدای اذان وی روزی سه بار از رادیو واقع درمیدان ارک تهران پخش می شده است. سلیم، صدای خوب درمداحی را از رشته های هنری ظریف توصیف می کند که ملاحت، زیرو بم آهنگ، ادای کلام و تحریرهای مناسب لازمه این هنراست. وی که خود علاوه برحفظ روش های قدیمی، سبک های جدیدی با اصالت فرهنگی را در نوحه خوانی و مداحی ابداع نموده، می گوید : صدای من در برابر صدای پدرم مانند قطره ای است درمقابل دریا.

استاد موذن زاده در حضور آیت ا... طباطبایی مفسر تفسیر المیزان نیز مداحی داشته اند که ایشان از استاد تقاضای مداحی عربی میکرده است. به گفته اهل فن صدای ایشان ماندگارترین صدای برای مداحی در طول اعصار مختلف میباشد.

میراث

به گفته کارشناسان اگر آثار او از طریق سازمان های دولتی ثبت و حق کپی رایت در آنها لحاظ میشد فقط کاست "زینب زینب" ایشان شاید بیش از یک میلیارد تومان برای ایشان سود دهی داشت در حالی که هیچ کدام از اجراهای ایشان بدون کوچکترین چشم داشت مالی در اختیار عشاق امام حسین قرار دارد. به گفته مردم استان اردبیل در دهه 60 ایشان بیش از 5 ساعت در اوج میخواند و بیش از 15 ساعت پی در پی مداحی میکردند که در نوع خود بی نظیر است. اساتید فن نام او را همردیف استاد عبدالباسط در زمینه تلاوت قرآن و استاد شجریان در زمینه اجرای سنتی ایرانی برنده جایزه پیکاسو و استاد سلیم موذن زاده را در زمینه مداحی جز عجائب روزگار دانسته اند.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1391ساعت 21:32  توسط آواز مذهبي  |  نظر بدهید

خاطرات مرحوم استاد رحیم موذن‌زاده اردبیلی از زبان خودش

خاطرات مرحوم استاد رحیم موذن‌زاده اردبیلی از زبان خودش

من سال 1304 در اردبیل به دنبال آمدم، ‌در آن دوران ما عوض دبیرستان مكتب می‌رفتیم. همه هم متدین بودند. خانواده‌ها در دوره‌ی ما در ابتدای امر بچه‌ها را با قرآن مانوس می‌كردند. ما هم پس از طی این مرحله به مدرسه حاج ابراهیم آمدیم. طلبه بودیم به اصطلاح امروز، ولی در حین طلبگی، این اذان با ما همراه بود.

صبح و ظهر و عصر و شب در مسجد و اماكن مذهبی هر روز اذان می‌خواندیم، ‌تا اینكه یك شب كه پدرم در خیابان ایران اردبیل ساكن شد. او عادت داشت هركجا كه میهمانی هم برود صبح پشت بام رفته و اذان بگوید، صبح آن روزی كه پدرم اذان گفت: امام جمعه‌ی اردبیل گفته بود كه من صدای ملكوتی می‌شنوم، ببینید این صدا از كجا می‌آید. آن‌ها همه خانه‌ها را گشته بودند تا اینكه صاحب خانه‌ی ما گفته بود شیخ عبدالكریم اردبیلی اینجا آمده و اوست كه اذان گفته است. ما را خواستند و آوردند در مسجد و در داخل مسجد به ما 2 تا اتاق دادند.

مرحوم پدرم سال 1322 برای نخستین بار اذان را در رادیو گفت و همین طور تا 1326 كه برنامه‌ی سحری را به صورت زنده اجرا می‌كرد.

او در سال 1329 سكته كرد و من قبول كردم جای او اذان بگویم تا الآن كه با این سن و سال هنوز مشغولم و افتخار دارم كه با گفتن آن یك اذان، برای اسلام ومملكتم كاری كرده‌ام.

ما كه نه ثروت داریم و نه مكنت و همین یك اذان برایمان بهترین خیر است.

هر روز تلفن می‌زنند و می‌گویند كه این اذان خیلی زیبا گفته شده است، می‌دانید چرا؟ من جوابتان را می‌دهم برای این كه باطن - اشاره به قلب- خوشگل است، برای این كه این اذان را با دهن روزه پر كردم تا قربتاً الی الله باشد.

این یك كار مادی نبود بلكه معنوی بود نتیجه‌اش را هم می‌بینید. واعظ تهرانی در جایی گفته بود اذان همه قبول باشد، اذان است، اما این اذان ‌موذنزاده آدم را وادار می‌كند كه به مسجد بیاید.

البته این اذان گفتن در خانواده‌ی ما موروثی است 150 سال است كه خانواده‌ی ما اذان می‌گویند. حتی زمانی كه در اردبیل آن موقع‌ها شناسنامه می‌دادند به تناسب شغل و حرفه نام خانوادگی انتخاب می‌كردند. به بابایم هم گفته بودند تو چه‌كاره‌ای؟ گفته بود موذن. گفته بودند نام خانوادگی شما موذن است.

زمانی كه سال 1329 پدرم فوت كرد و من جای او رفتم. گوینده‌ها می‌گفتند اذان، اذانی كه به وسیله استاد موذن، ” زاده اردبیلی” گفته شده است. لذا این “زاده اردبیلی” از آن موقع به اسم ما اضافه شد.

یك روزی تصمیم گرفتم تا یك اذان یادگاری را بگویم. در استودیوی 6 صدا و سیما هر گوشه‌ای انداختم نشد تا اینكه آن را در روح‌الارواح آواز بیات ترك به این شكل كه بیش از 50 سال پخش می‌شود گفتم.

ما ایرانی هستیم و اذان ما باید برخاسته از خودمان باشد. الان اذان خوانهایی هستند كه تقلید می‌كندن از عربستان و این پسندیده نیست و خود ما باید ابتكار به خرج دهیم.

الآن 50 سال است كه كسی نتوانسته روی این اذان من اذان بگوید حتی برادرم سلیم كه آن صدای گیرا و زیبا را دارد و این خواست خداست. همان خدایی كه می‌گوید اگر با من یك‌صدایی كنید، محبت شما را به قلوب همه می‌اندازم.

خداوند رحمتش كند

آداب و رسوم مردم اردبیل در محرم

خلاصه‌اي از رسومات محرم در اردبيل(حتما بخون)

در فصل دوم از جلد دوم کتاب معظم "اردبيل در گذرگاه تاريخ" مي‌رسيم به مراسمات کهن عزاداري و ريشه‌هاي احتمالي آنها. [عزاداري اردبيل، بيش از هرچيزي نظم و ترتيب و قاعده دارد، سعي مي‌شود تشريفاتي باشد، حداکثر احترام به اين سيستم که در محل "دستگاه حسين" (ع) ناميده مي‌شود برقرار است، تا آنجا که برخي از محلات بعد از ماجراهاي پخش شدن فيلمهاي قمه‌زني از شبکه‌هاي تلويزيوني اروپايي، اجازه‌ي فيلمبرداري از حتي ساده‌ترين تجمعاتشان را نمي‌دهند، شايد به اين دليل که جلوي هر نوع بي‌احترامي احتمالي را بگيرند.]

اصولاً عزاداري در اردبيل در تمام طول سال برگزار مي‌شود. معمولاً صبحهاي جمعه يا عصر جمعه به هيات‌هايي که هر هفته در منزل يکيشان [که معمولاً از کسبه‌ي بازار يا افرادي از هر محله هستند] جمع مي‌شوند و نوحه‌خواني مي‌کنند و سينه‌زني. [معمولا صبح خيلي زود و با عزاداران با صبحانه پذيرايي مي‌شوند.] هر هياتي پرچم‌ها و علائم خاصي دارد. [جديداً از تابلوهاي نئون‌دار براي مشخص کردن محل برگزاري استفاده مي‌کنند.] اين عزاداري‌ها با مناسبتهاي روز هم تناسب دارد و بسته به حال و هواي آن زمان ادعيه‌ها و نوحه‌ها خوانده مي‌شوند. [اصولاً و شايد اردبيل تنها شهري باشد که در آن "نوحه‌خواني" شغل محسوب مي‌شود و فقط بعضي از اين نوحه‌خوانان رضاي للهي اينکار رو مي‌کنند و اکثراً دستمزد دريافت مي‌کنند، بعضي‌هايشان خيلي کلان، در واقع مثل فوتبال روز دنيا، نوحه‌خواني اينجا هم "حاشيه" دارد]

با فرارسيدن ايام حج و معمولاً بلافاصله بعد از روز قربان، هياتهاي شور بيشتري مي‌يابند و نزديکي محرم در پرچمهاي سبز سردر دکانها و [شالگردانهايي که نوحه‌خوانان به سر و صورت مي‌بندند] و کلاههاي سبزي که اولاد پيغمبر بر سر مي‌گذارند کم‌کم  هويدا مي‌شود. در قديم مراسمي به نام "شاخسه‌ي" Shakh-Seyh که تبديل شده‌ي "شاه حسين" بوده وجود داشته، که اين روزها در اردبيل زياد ديده نمي‌شود ولي در اکثر شهرها و روستاهاي آذربايجان اجرا مي‌شود

 مهمترين و پايه‌ي نظم و ترتيب عزاداري‌هاي اردبيل تقسيم بندي محلات آن است، به اين ترتيب که: شهر اردبيل، از قديم به شش محله تقسيم مي‌شد. که سه محله حيدري بود و سه محله نعمتي. در هر يک از دو طرف يک محله نقش بزرگتر را داشت ويکي نقش ميانه و ديگري نقش کوچکتر. به منزله‌ي سه برادر ارشد، مياني و کوچک. در قسمت حيدري محلات عبارت بودند از طوي (تابار) که برادر بزرگتر است، اوچ‌دکان برادر متوسط و پيرعبدالملک برادر کوچکتر. در قسمت نعمتي گازران (اونچي ميدان) برادر بزرگتر است و سرچشمه برادر متوسط و عالي‌قاپو برادر کوچک‌تر. [ديگر مساجد و محلات شهر به عنوان زيرشاخه‌ي اين 6 مسجد و محله طبقه‌بندي مي‌شوند و هرکدام دسته‌شان مشخص است هر کدام از اين 6 مسجد را "محله" و هر کدام از زيرشاخه‌هايشان را "خولا" مي‌نامند. که به ترکي بمعناي شاخه‌ي درخت است.].

طشت‌گذاري، سنتي کهن است، شايد تمثيلي از رفع تشنگي عزاداران حسين (ع) در مقابل تشنگي او. سه روز مانده به محرم طشت‌گذاري شروع مي‌شود. روز اول دو محله‌ي بزرگتر يعني تابار و اونچي ميدان طشت‌گذاري مي‌کنند. و روز دوم و سوم به ترتيب کوچکترها.

طشت‌هاي استفاده شده معمولاً بسيار قديمي و [بيشتر موقوفه] از جنس مس يا برنج و بعضي‌هايشان بسيار بزرگ هستند. طشتها را از چند روز قبل در محلي آماده مي‌کنند و ريش‌سفيدان محل طشت‌ها را به دوش مي‌گيرند و علما و سالخوردگان و بزرگان در جلو و مردم در پشت سر سينه‌زنان يا زنجيرزنان [هر محله‌اي ابزار عزاداري خودش را دارد] به سمت مسجد حرکت مي‌کنند.

 

ورود طشت به مسجد با احترام بسيار زيادي انجام مي‌شود و دسته‌ي حامل چندباري در داخل مسجد دور مي‌زنند و نوحه‌خواني مي‌کنند و طشت‌ها را در قسمت مخصوصي که در ساختمان مسجد در نظر گرفته شده، قرار مي‌دهند و پر از آب مي‌کنند. روي طشت‌ها تخته‌ي تمييزي قرارداده و روي تخته‌ها شمعدان‌ها را مي‌گذاشتند و هنگام غروب کنار طشت صف کشيده و فاتحه مي‌خوانند. [اصولاً صف کشيدن و رعايت ترتيب بزرگتري و کوچکتري در همه‌ي عزاها از الزامات شهر اردبيل است]. بعضي از مساجد فاتحه‌ي مخصوصي داشته‌اند و خانواده‌ي خاصي هم وارث اجراي آن فاتحه بوده. به طوريکه مثلاً فاتحه‌ي مسجد جامع، بويژه در شب عاشورا، معروف بوده و توسط خانواده‌ي مرحوم سيد احمد و پدرانش خوانده ميشده.

 

اين طشتهاي آب در نظر مردم، جلوه‌ي مظلوميت و معصوميت حضرت امام حسين (ع) بوده و برخي بر اين عقيده‌اند که اين طشت‌ها شفا دهنده‌اند و گاهي دخل مي‌بندند و دعا مي‌کنند و شمعي روشن مي‌کنند. از گذشته نيز حکايات زيادي از شفا يافتگان اين زمانها در بين مردم رواج دارد. [متاسفانه اين امر گاهي، بخصوص چند سال پيش در مورد مسجد ائمه (ع)  موجب سوءاستفاده افرادي قرار گرفت و صورت خوشي پيدا نکرد، مرحوم پدرم بعد از اون تجمعات وحشتناک و هجوم مردم از شهرهاي مختلف ايران، براي دخل بستن در آن مسجد، نقل مي‌کرد که مردي شبهنگام در کوچه‌ي کناري مسجد معرکه گرفته بوده و چراغ کم‌سوي تيربرقي را نشان مردم مي‌داده مي‌گفته که نور حضرت را مي‌بينيد؟!]

 

طشت‌گذاري به منزله‌ي اعلام رسمي سوگواري ماه محرم است. عروسي‌ها و جشن‌ها تعطيل مي‌شود و تفريحات معمولي کمتر مي‌شود. مغازه‌ها وبخصوص مغازه‌هاي داخل بازار سنتي سياه پوش مي‌شوند و مساجد و تکايا براي برگزاري مراسم آماده مي‌شوند. علاوه بر روضه‌خواني‌هاي معمول در طول سال، که در منازل و مساجد برگزار مي‌شود، دهه‌ي اول محرم عزاداري‌هاي ديگري هم دارد. اين عزاداري خاص، توسط دسته‌هاي زنجيرزني يا سينه‌زني انجام مي‌شود، به اين ترتيب که در ده روز اول محرم هر روز دسته‌ي يکي از محلات شش‌گانه و شعبه‌هايش به بازار و خيابان مي‌آيند و عزاداري مي‌کنند. به دليل اينکه سابقاً اختلافات نعمتي حيدري وجود داشته، براي همين در دهه‌هاي اخير نظمي به اين حضور داده‌اند و چون شهر شش محله دارد، روز اول محرم و نهم محرم و يک روز جمعه، که مابين اين ده حتماً واقع مي‌شود، تعطيل است. [البته الانه آن روز جمعه (و يا يکي از روزهايي که دسته‌ي خاصي  ندارد) معمولاً دسته‌ي دانشجويان دانشگاه و با حضور چهره‌هاي علمي شهر به شهر مي‌آيند و عزاداري مي‌کنند، چون در بين اين دسته اهالي شهرهاي مختلفي وجود دارند، نوع مراسمات بسيار متفاوت مي‌شود، نمي‌دانم شايد به ابتکار استاد جابر عناصري، چون در اين روزها معمولاً خيلي فعال هستند] اين دسته‌ها روزي که قرار است به صورت کامل و با تمام شعب به بازار بيايند، تشريفات خاصي دارند و سعي تمام در برگزاري وظيفه‌شان به صورت کامل را دارند، [اصطلاحاً مي‌گويند امروز "بازارا چي‌خا‌جيوگ"] از صبح تدارک حرکت آماده مي‌شود و وقتي بزرگان محله آماده شدند، اول بيرق بزرگ محله در پيش حرکت مي‌کند، اين بيرقها بعضاً بسيار قديمي و عمر بيش از چند قرن را دارند و با دقت و وسواس نگهداري شده‌اند، براي مثال بيرق مسجد عالي‌قاپو را نادر شاه اهدا کرده و هنوز موجود است. [البته خود مسجد عالي‌قاپو پارسال در طرح جامع شهري  قرار گرفت و خرابش کردند تا از نو بسازند و امسال به صورت يک چادر بزرگ در مقابل بقعه‌ي شيخ‌صفي قرار گرفته‌است.] پشت بيرق بزرگان محله و علما با احترام و رعايت رديف و ترتيب حرکت مي‌کنند، و بعدش طبال‌ها و دسته‌هاي سينه‌زنها يا دسته‌ي زنجيرزنها

پيراهنهاي سينه‌زني و زنجيرزني مخصوص است و طبل و شيپور-زنان هم لباسهاي مخصوصي دارند، نوحه‌هاي زنجيرزني و نوحه‌خواني هم متفاوت است و هر دسته هم نوحه‌خوان خودش را دارد. [اصطلاحاً مي‌گويند فلاني "زنجير دي" يعني فلاني براي زنجيرزنان نوحه مي‌خواند] منهاي سوز و گدازي که در نوحه‌ها و شاه‌بيت‌ها نهفته است، ترتيب عجيب و زيبايي صفوف که گاه به بيش از 300 نفر هم مي‌رسد، تاثيرگذار است. سينه‌زنان دست چپ را بر سينه گذاشته و با دست راست  ضربات آهنگين و هماهنگي بر سينه وارد مي‌کنند که تابع حالات نوحه است و فرمول خاصي براي هر نوحه دارد. [اين همه آداب که نمي‌توانم خوب شرح دهم، فقط براي نشان دادن ادب و احترامي است که امام حسين (ع) قائلند.]

وقتي دسته‌ي محله (يکي از شش‌گانه) حرکت کرد، پشت سرش "خولا"هايش به ترتيب با همان ترکيب حرکت مي‌کنند و از محلات بزرگ و راسته‌بازار [همان بازار بزرگ سنتي اردبيل که مسجد جامع هم در آن واقع است] مي‌گذرند و مردم از اين دسته پذيرايي مي‌کنند و به نوحه‌خوانش خلعت مي‌دهند و وقتي به محله‌ي خود بازگشتند مراسم پايان يافته و فرار نوب محله‌ي ديگر است. دسته‌ها در شب‌هاي ديگر به مساجد داخل شاخه‌ي خويش رفته و عزاداري مي‌کنند. که اين هم اعمالي مانند استقبال از دسته‌ي مهمان و اداي احترام و سلام توسط گروه طبل وشيپور و علم هنگام رسيدن به همديگر و غيره را دارد

روزها به همين ترتيب مي‌گذرند و روز نهم (تاسوعا) فرا مي‌رسد. که مراسم خاصي دارد. اين روز را "شام پاي‌لانان" هم مي‌گويند، چون بعدازظهر  اين روز مردم اغلب با پاي پياده به چهل و يک مسجد ميروند و  هر مسجدي  محلي را در ورودي به اينکار اختصاص مي‌دهد و طشتي مي‌گذارند و مردم شمعشان را در کنارش روشن مي‌کنند، به هر ميزاني که نذر دارند. [مرحوم پدرم براي سلامتي هر فرزندش هنگام تولد يا هنگامي که بيماري داشته و از اين دست، شمع نذر کرده بود، که اين نذر هم ارثي است و بايد فرزند خودش اين نذر را ادامه دهد.  فلسفه‌ي اين عمل هم بر مي‌گشت به اينکه در گذشته مساجد با  شمع روشن مي‌شدند، و با اين نذر مردم مصرف شمع يکسال آن مسجد را تهيه مي‌کرده‌اند، البته الان بيشتر لامپ نذر مي‌کنند] اين شمعها معمولاً در کيسه‌اي دست‌دوز به نام "حيبه" قرار مي‌دادند و از روز قبل شمعها را نفت مي‌زدند تا روشن‌شدنش وقت زيادي نبرد و معمولاً به صورت دسته‌هاي منظم و با سردادن اشعار خاصي از اين مسجد به آن مسجد حرکت مي‌کردند، [معمولاً هر کسي سعي مي‌کند 41 مسجد مسير را حفظ کند و آنها رو طوري انتخاب کند که به هم نزديک باشند و مسير کوتاه باشد، ولي حداقل 2 تا 4 ساعت زمان لازم است تا کسی این شمعها را به مقصد برساند. اغلب نذر می‌کنند با پای پیاده اینکار رو انجام بدهند، منظورم بدون کفش و جوراب است] غروب تاسوعا که می‌شود حزن از در و دیوار شهر می‌بارد و اهالی مسجد بر سر شمعها و طشت‌هایش گرد هم می‌آیند و نوحه‌ها و دعاهای مخصوصی را می‌خوانند. [برخی از این دعا ها در کتاب اردبیل در گذرگاه تاریخ، و برخی از آثار استاد عناصری آورده